تا اینجا درباره اثر دارونما یا پلاسبو بیشتر در زمینه علائم جسمانی صحبت کرده بودیم. برای مثال، ممکن است فردی به دلیل اضطراب، تپش قلب یا دلدرد به پزشک مراجعه کند و به جای داروی واقعی، قرصی بیاثر دریافت کند، اما چون تصور میکند داروی مؤثری گرفته است، حالش بهتر شود. این پدیده را اثر دارونما مینامیم. بخشی از اثر بسیاری از مداخلات شبهعلمی نیز ممکن است از همین مسیر ایجاد شود؛ یعنی فرد انتظار دارد یک دمنوش، جوشانده یا روش درمانی خاص به او کمک کند و همین انتظار باعث شود بخشی از علائم او افت پیدا کند. البته این به معنای مؤثر بودن آن روش درمانی نیست.
در سالهای اخیر، همین ایده به رفتارهای اجتماعی نیز تعمیم داده شده و از مفهومی به نام اثر دارونمای اجتماعی صحبت شده است. پرسش این است که آیا انتظار فرد میتواند فقط احساس جسمانی او را تغییر دهد یا حتی بر رفتارهایی مانند اعتماد، صمیمیت و تمایل به نزدیک شدن به دیگران نیز اثر بگذارد؟
در پژوهشی که درباره آن صحبت میکنیم، برای مرور این محور سه گروه تشکیل شد. به گروه اول یک اسپری بیاثر داده شد، اما به آنها گفته شد که این اسپری حاوی اکسیتوسین است و میتواند باعث رشد اعتماد و صمیمیت با دیگران شود. به گروه دوم درباره اثرات اکسیتوسین بیان داده شد، اما هیچ اسپریای دریافت نکردند. گروه سوم نه اسپری دریافت کرد و نه آموزش مربوط به اکسیتوسین را دریافت کرد. بنابراین، پژوهشگران میتوانستند اثر انتظار دریافت اکسیتوسین را از اثر خود ماده جدا کنند.
نتایج جالب بود. در بازی اعتماد، افرادی که تصور میکردند اکسیتوسین دریافت کردهاند، در مقایسه با دو گروه کنترل، مقدار بیشتری از پول خود را به فرد مقابل واگذار کردند. تفاوت در حدود یک و نیم تا دو دلار بود. در آزمون فاصله اجتماعی نیز همین گروه، بهطور متوسط فاصله کمتری با فرد مجازی حفظ کردند. بنابراین، حتی زمانی که ماده واقعی وجود نداشت، صرفِ باور به اینکه مادهای دریافت شده که اعتماد و صمیمیت را رشد میدهد، با تغییر رفتار اجتماعی همراه بود.
این یافته اهمیت زیادی دارد، زیرا بیانگر است وقتی درباره اعتماد صحبت میکنیم، نباید همه دگرگونیها رفتاری را مستقیماً به یک ماده شیمیایی نسبت دهیم. انتظار فرد درباره تأثیر یک ماده نیز میتواند بخشی از رفتار او را تغییر دهد. به زبان ساده، اگر به فردی بگوییم �این ماده باعث میشود به دیگران بیشتر اعتماد کنی�، همین انتظار ممکن است او را در موقعیتی مانند یک معامله یا گفتوگو با یک غریبه، اندکی آمادهتر برای اعتماد کردن کند.
پژوهشگران از سوی دیگر نشان دادند که میان دو شاخص اعتماد و فاصله اجتماعی ارتباط وجود دارد: افرادی که در بازی اعتماد پول بیشتری به طرف مقابل میدادند، معمولاً در تعامل مجازی نیز اجازه میدادند طرف مقابل به آنها نزدیکتر شود. این خروجی حاکی از آن است که اعتماد اقتصادی و احساس امنیت در فاصله اجتماعی ممکن است تا حدی با یک سازوکار مشترک مرتبط باشند.
در مرحله بعد، اکسیتوسین واقعی نیز وارد آزمایش شد. نتایج نشان داد که اکسیتوسین واقعی در برخی شرایط اثری بیشتر از دارونما دارد، اما این اثر مطلق و یکسان نیست. برای مثال، پژوهشگران مرور کردند که اگر فرد در بازی اعتماد با خیانت یا سوءاستفاده از اعتماد خود روبهرو شود، چه اتفاقی میافتد. اکسیتوسین واقعی حتی پس از تجربه خیانت نیز تا حدی با صعود سرمایهگذاری همراه بود؛ اما اثر اسپری خیالی عمدتاً پیش از تجربه خیانت دیده شد و پس از اینکه فرد متوجه شد طرف مقابل به او اعتماد نکرده یا از اعتماد او سوءاستفاده کرده است، این اثر از بین رفت.
بنابراین، پیام اصلی این پژوهش نه این است که اکسیتوسین �ماده اعتماد� است و نه اینکه انتظار بهتنهایی میتواند رفتار انسان را جامعاً تغییر دهد. برآیند مهمتر این است که اعتماد حاصل تعامل میان عوامل زیستی، انتظار، تجربههای قبلی و شرایط اجتماعی است. حتی یک ماده زیستی مانند اکسیتوسین نیز در خلأ عمل نمیکند و اثر آن به زمینه روانشناختی و اجتماعی فرد وابسته است. به همین دلیل، تصور سادهای مانند �با دادن اکسیتوسین میتوان همه افراد را قابلاعتمادتر کرد� با شواهد موجود سازگار نیست.
برچسب:
نویسنده: دانیال قنبریپور