
سالها پیش کتابی تحت عنوان جلوه هایی از زیبایی با نام مستعار منتشر کردم. یکی از تجربیات زیبایی که در آن کتاب تعریف کرده بودم این بود که روزی پزشکی دختر کوچکی را جراحی می کرد. متوجه شد که دختر کوچولو نیازمند خون است. از آنجا که گروه خونی دختر از نوع گروه های کم دریافت کننده بود، تنها فردی از خانواده که خون وی برای دختر بچه مناسب بود، خون برادر کوچکش بود که تنها 5 سالش بود. به همین دلیل، پزشک معالج ناچار شد به سراغ وی برود. پزشک به پسر کوچولو گفت، آیا حاضری به خواهرت کمک کنی و خون بدهی؟ او بعد از مدتی تفکر، پاسخ مثبت داد. به همین منظور، امکانات و تجهیزات لازم آماده شده و مقداری از خون پسربچه دریافت و به خواهرش تزریق شد. این در حالی بود که پسربجه همچنان روی تخت دراز کشیده و تکان نمی خورد. ابتدا ...
ادامه مطلب
کتاب «کجا میریم بابا؟» برنده ی جایزه فمینیا ۲۰۰۸ به قلم ژان لویی فورنیه درباره ی دو فرزند معلول این نویسنده است. راوی کتاب٬ پدری که تصمیم گرفته نامههایی به کودکان معلولش بنویسد و آنها را از اینکه فراموش شوند نجات بدهد. شیوه ی روایی آن اینقدر قوی است که نمی فهمید داستان کی به پایان می رسد .در طول ...
ادامه مطلب