حساساتتان شما را به جستوجوی دانایی ناب کشانده است. شما در نگاه ما بردهی شهوتید. چرا که شما زمین و زمینیان و هر چه زمینی است دوست دارید.
درونتان را خوب شناختهام. آنگاه که دیدم در عشقتان مایهی شرم است و تباهیِ وجدان.
اندیشهتان را خشنود ساختهاند؛ هر چه "خاکی" را خوار بشمارید. اما این خشنودی به درونتان راه نیافته است؛ چرا که دل و درون نیرومندترین چیزمان است.
به نجوای جانتان گوش فرا دارید چون با خود میگوید: ای کاش بتوانم چیره بر خواست خویش و رها از خصّت و آزمندیِ خودخواهی، با تنی سردِ سرد و خاکسترسان به اندیشه خرسند باشم.
با دیدگانی مخمور از نگاههای سرخوشِ ماه.
برچسب:
نویسنده: دانیال قنبریپور