مسئله تن انسان و رابطه آن با روان گاهی از اوقات به این دلیل ابهام آمیز جلوه میکند به سبب این که همیشه عادت کرده ایم بدن انسان را مانند چیزی مستقل تعریف کنیم که دارای قوانین و شرایط مخصوصی است که به واسطه این که در خارج دارای ابعاد است مشخص می شود ولی وجدان یا روان را به نام یکی از عوامل فطری انسان شناخته ایم که شرایط آن مخصوص خودش است.
تن چیز واحدی است که از آن برای زندگی استفاده میکنیم، تن و روان به نام چند گانگی و یگانگی اتحادی بی واسطه با هم دارند و با این حال از لحاظ عمل از یکدیگر جدا میشوند.
بنابراین رابطه تن و روح نوعی به خود پیوستگی منفی است زیرا تا آنجایی که با هم رابطه دارند و در اعمال یکدیگر موثرند رابطه با خود دارند و از نظر این که اعمالشان جدا از هم است بر ضد یکدیگر کارهایی دارند.
برچسب:
نویسنده: دانیال قنبریپور